توضيحات ژرف
آن كس كه متن نويسنده اي را «ژرف تر از آني توضيح مي دهد » كه منظور بوده است ، نه تنها نظر نويسنده را توضيح نداده ، بلكه تصوير او را تيره و تار كرده است . پيروان متافيزيك درعصر ما نيز چنين حالتي و يا حتي بدتر از آن را با متن كتاب طبيعت دارند، زيرا براي ارايه ي توضيحات ژرف خويش ، ابتدا متن را بر آن اساس سامان مي بخشند، يعني آن را تباه مي كنند.براي آن كه مثالي بارز از اين تباهي متن و تيره و تار بودن تصوير نويسنده را ارايه كنيم ، مي خواهيم به انيشه هاي شوپنهاور در باب بارداري زنان بپرازيم .او مي گويد كه نشانه هستي تداوم خواست زندگي در زمان جفت گيري است و نشانه پرتوي طرح مجدد اين خواست و امكان رستگاري در شناخت و در واقع متعالي ترين مرتبه ي اين وضوح د گرگوني مجدد ، همين خواست انساني به حيات است . نشانه اين امر هم همان بارداري است كه آزادانه و حتي غرورآميز پديد مي آيد، در حالي كه جماع چون جرمي پنهان صورت مي گيرد. او اعا مي كند كه هر زني از اين جماع غافلگير مي شود و از شرم مي خواهد هرچه زودتر زمان آن سپري شود، اما «بارداري خود را بي هيچ نشاني از شرم و حتي با نوعي افتخار به ديگران نشان مي دهد» به خصوص اين حالت را آسان تر از آن شكلي كه خود پديد مي آيد ، نمي توان به ديگران نشان داد، اما شوپنهاور دقيقاٌ بر هدف نمايشي اين حالت تاكيد ميكند و متني را آماده مي سازد تا بتواند آن را با «توضيحي » كه از پيش آماده كرده است ، منطبق كند. بعد هم هر آنچه او در باب عموميت اين پديده مي گويد ، درست نيست ، زيرا او از «هر زني » سخن به ميان مي آورد ، در حالي كه بسياري از زنان و به خصوص زنان جوان در اين حالت حتي از بستگان نزديك هم شرم دارند و اگر زنان پخته تر و در سنين پختگي كامل ، به خصوص از اقوامي پست در عمل چنين حالتي را خوب بدانند، بيانگراين مطلب است كه مردان آنان هنوز هم با اشتياق ايشان را دوست دارند.آن هنگام كه مردم يا زن همسايه يا غريبه اي در حال گذر حين مشاهده ي آنان مي انديشد و مي گويد :«آيا امكان دارد... » اين صدقه را زنان خودپسند در آن حال معنوي پست پيوسته با ميل و علاقه مي پذيرند. برعكس اگر همانگونه كه از جمله هاي شوپنهاور مي توان دريافت ، باهوش ترين و معنوي ترين زنان بيشتر از اين حال خود شادمان گردند، نشانگر آن است كه آنان اميد فراواني دارند ، كوكي هوشمند و شگفت انگيز را به دنيا آورند كه در وجود او ممكن است « خواست » بهترين شدن زماني باز هم «نفي » گردد. زنان ابله برعكس لايل فراواني دارند تا اين حاملگي را با شرمي بيش از ساير امور از ديد ديگران پنهان دارند.نمي توان گفت كه اين امور برگرفته از واقعيت است .اما اگر فرض كنيم كه شوپنهاور در كل حق هم داشته باشد و زنان در زمان بارداري با ميلي بيش از گذشته خود را نشان دهند ، اين امر توضيح امري بهتر از آني است كه او ددر نظر دارد . مي توان به سرو صداي مرغان در حين تخم گذاري فكر كردو به مضمون آن چنين انديشيد: ببينيد !تماشا كنيد! تخم مي گذارم ! تخم مي گذارم !
فردريش نيچه – آواره و سايه اش و آراء و انديشه هاي گوناگون ( دنباله كتاب انساني بسيار انساني )
ترجمه دكتر سعيد فيروز آبادي صفحه : 549- 550
آهنی هستم .در زندگی هیچ گاه از کسانی که کاملآ با ما موافق باشند چیزی نخواهیم آموخت تأمل در افکار مخالف لازمه یک انسان فهیم است.