شطحیات من (5)

- در پای دامنه کوهی که از آن می خواهیم فرا دست رویم تصور می کنیم " این بلند ترین مکان است " با تحمل مرارت ها ی درون فرسا خود را به اوج متصور می رسانیم . غافل از اینکه این اوج نقطه فرو دست کوه های مجاور است . و خود در در دپای دامنه کوهی ...

گبر

پس از يورش سپاه اسلام به ايران مردمان بهدين ايران زمين را "گبر" خوانده شدند . گبر

واژه اي است از پهلوي به چم) معني ( مرد و در كردي و بلوچي نيز همين معنا را دارد . ولي اعراب به

زرتشتيان ايران واژه گبر دادند به چم كافر . از ديگر نامهايي كه به ايرانيان نسبت دادند واژه مجوس بود

كه گرفته شده از مگوش در زبان پهلوي به چم) معني ( مغ و پيشواي ديني زرتشتي است . ولي سپاه اسلام

مجوس را به معني پيروان كافر و آتش پرست به ايرانيان يكتا پرست نسبت دادند .

نوشيروان عادل1

انوشيروان دادگستر بدون محافظ از دربار خارج ميشده است . به گفته فردوسي بزرگ

روزي موبدان به وي گفتند كه مردم نگرانند كه تو بدون لشگر و محافظ به درون شهر مي آيي ؟

شاهنشاه پاسخ داد كه اگر دادگر باشم اين بهترين محافظ و پاسدار براي من است

انسان

* تحول ژرف بشریت و فرھنگش به تحول ژرف روح او نیاز سوزان دارد و الحق بقول آن نویسنده

نامدار » :انسان بودن وظیفه بزرگی است »« انسان- طنیني غرور آمیز دارد«.

پرستش

 

در كتاب مقدس زردشتيان چنين آمده است كه :  خورشيد صبحگاهي بايد كه تا نيمروز تقديس شود، و خورشيد نيمروز را بايد كه تا هنگام پسين تقديس كنند، و خورشيد پسين تا شامگاه تعظيم شود و آنان كه به بزرگداشت خورشيد بر نخيزند ، كارهاي نيكشان در آن روز به حساب نخواهد آمد.

تاريخ تمدن ويل دورانت

كتاب نخست فصل سيزدهم


نوشيروان عادل

نوشيروان عادل

اين جمله از نوشيروان عادل است : كشور با بي ديني اداره ميشود و دوران ميگذرد ولي

ظلم پايدار نيست و بزرگترين دولتها را سرنگون خواهد كرد . تاريخ مسعودي - مروج الذهب

تگ ستان (9)

 

"افتخار ما زمانی زنده است که خود ما مرده ایم"                     از غزل لوفران دپامپی نیان

شطحیات من (4)

- در هنگام رشد انسان ساقه های قدیمی همراه با ساقه های جدید در حال رشداند ، تنها با سوزاندن ریشه ساقه های قدیمی از رشد شان جلوگیری توان کرد.

شطحیات من(3 )

- برتر اندیشان هرگز به اتفاقاتی که در زندگی رخ می دهد رضایت ندارند .

كشورداري

كشورداري در جهان مدرن امروز دو سيستم بيش نيست : يكي پادشاهي دموكرات وديگري جمهوري

دموكرات و در سالهاي آينده تمام كشورهاي خودكامه نابود خواهند شد . در پادشاهيدموكرات پادشاه

 . هيچ نقشي در اركان سياسي كشور ندارد و نخست وزير به راي ملت فرد نخست كشورمي شود

اين نوع كشور داري از دموكرات ترين مدلهاي حكومت داري جهان است كه ابهت و پيشينه تاريخ

 جهان نيز در آن بكار رفته است . جمهوري دموكرات هم نيز همانگونه مي باشد و رئيس جمهور

بالاترين شخص كشور است و هيچ نهادي بالاتر از وي نيست


تگ ستان(8)

سیاست گر سوار است و سمندی تیزرو دارد      حقیقت چون کمندش، سخت گردن در گرو دارد

"رذیلت"گر چھ پیش ظلم گردن خم کند          شاید " فضیلت"گردنی در عین ذلت خم نشو دارد

قطعه "قلعه مجاهد"کلیات شهریار ،ج2 ص 261

سیاست

سیاست چیست؟

سیاست ھم علم است و ھم ھنر ، علم است زیرا باید قوانین و قواعد وساختار و تاریخ آن را آموخت. ھنر است زیرا بایدسیاستمدار ،  دولت یا دولتمدار شدن قریحه و موھبت ویژه ای در بایست است مانند شم،زیركي، پویایي، سرعت انتقال،نهان بیني، خویشتنداري و امثال آن کهاجزاء مختلف این قریحه سیاسي است


تگ ستان(7)

"شادمانی "

آن کس که بسیار شادمان است ، بی شک انسلنی مهربان است ، ولی شایدد او هوشمند ترین نباشد، هرچند به هدفی رسیده است که هوشمند ترین ها نیز با تمامی هوش خویش در پی دستیابی به آن هستند."نیچه"

تگ ستان(6)

"تلخ ترین خطا "

زمانی به گونه ای آشتی ناپذیر احساس تحقیر می کنیم که دریابیم، آن جا که فکر می کردیم ، عزیزمان می دارند ، فقط به ما چون اثاث خانه و تجمل نگریسته اند و صاحبخانه جلوی میهمانانش با ما حس خود پسنی خو را ارضاء کرده است ."نیچه"

تگ ستان(5)

 "بروز رفتار درونی "

هر چه کسی بیش تر رفتار درونی خویش را بروز دهد ، دیگران کم تر به او اجازه رفتن میدهند.  نیچه "

شطحیات من (2)

- شما که دیده بصیرت دارید از ورای سخنان به منویات بشری پی برید.

شطحیات من (1)

- هر رویدادی می تواند سکوی پرتابی باشد برای سوق دادن انسان به سوی تغییر .

تگ ستان (4)

-" فلسفه تازه به دوران رسیده ها "

اگر روزی بخواهیم کسی شویم ، باید به سایه خود نیز احترام بگذاریم  . " نیچه "

 

- " حقارت "

اگر کسی در بسته ای اهدایی و آکنده از نیکی ، ذره ای حقارت بیابد ، روی برخواهد تافت  . " نیچه "

 

" نیش مار "

تا زمانی که کسی پا بر سر ما ننهاده باشد ، نمی توانیم دریابیم که نیش مار را داریم یا خیر . زنان یا مادران شاید این جمله را چنین بیان می کردند : تا زمانی که کسی پا بر سر معشوق یا کودک ما ننهد شخصیت ما بیشتر تحت تاثیر فقدان تجربه های خاص شکل می گیرد تا آنچه تجربه می کنیم . . " نیچه "

 

"پیروان وجدان "

 

پیروی از وجدان سهل تر از پیروی از عقل است ، زیرا وجان با هر ناکامی نوعی پوزش و شادکامی را بر می انگیزد . از این روشمار پیروان وجدان فزون تر از پیروان عقل است. . " نیچه "

 

"سنگین شدن"

شما نمی شناسیدش : او می تواند بارها بر خویش آویزد و آن همه را نیز با خود به فراز برد. شما از روی بال زن های ناچیزتان نتیجه می گیرید که می خواهد پایین بماند از آن رو که این سنگین ها را بر خویش آویخته است! " نیچه "

تگ ستان (3)

- "شوپنهاور"

توجه به ضرورت شدید رفتار های انسانی همان مرزی است که باعث تفاوت اندیشه های فلسفی با دیگر اندیشه ها می گردد.

تگ ستان (2)

- "تاریخ پوچی "

بعدی ترین هزلی که تاکنون شنیده ام چنین است : در آغاز پوچی بود و پوچی نزد خدا بود ! و خدا پوچ بود . " نیچه "

تگ ستان (1)

- "حقیقت "

باور به حقیقت با شک به تمامی حقیقت های باور شده تا آن زمان آغاز می گردد. " نیچه "

توسط:...

 
لختی دیگری ، استراحت گاهی برای بازیافتن نیرو ، نیروی کسانی که در مسیر سنگ لاخ رسیدن آگاهی شب هنگام در واحه ای فرود می آیند تا در تاریکی و ظلمت در پناه سوسو ی نوری اندک انرژی باز یابند برای حرکت فردا به سوی قله و نور ، مبارک
اما در وادی کتاب
ویتگنشتاین : گردا گرد فهم را جنون گرفته است.
اگر زیاد بدانی باید یا تکفیر شدن را تحمل کنی یا لقب جنونی که جامعه به تو هدیه که نه بل تحمیل می کند .
به زبان نیچه :
آیا خر تراژدیک است فنا شدن زیر بار سنگینی که نه می توان تحملش کرد
و نه بر زمین انداختش ، مانند یک فیلسوف

به زبان فولکولر ایران اگر می خواهی خوش باشی خر باش

و اما در پایان جان استوارت میل می گوید :
چه بسا بهتر است سقراطی در رنج باشیم تا احمقی آسوده خاطر

شطحیات من

لختی زمان نیاز است تا بیندیشیم ، تا بازیابیم قوای ازدست رفته را قوایی که در درازای این قرون تحلیل رفته است . برای حرکت و پویش ، لختی برای تفکر بر آنچه در طول دوران ها بر کسانی تحمیل شده که خود خواستار آن بودند و گرنه :"خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی دهد ، مگر آنکه خودشان تغییر روش دهند. ( قرآن .سوره رعد آیه 11 )"  

 

دمکراسی

 روشی است معین برای رسیدن به نتایجی نامعین . براساس این روش، حکومت بدون خونریزی و از طریق انتخابات مستمر تعویض می شود ، آزادی اقلیت و مخالفان برای همیشه تضمین می گردد، دگراندیشان اندیشه های بدیل را بسط می دهند و دگر باشان سبکهای مختلف زندگی را تبلیغ و محقق می کنند ، قدرت توزیع می شود ؛ حکومت حق مردم و مبتنی بر رأی آنان است ، هیچ کس بهتر از خود مردم سعادت آنان را تشخیص نمی دهد ، هیچ کس نمی تواند خود را دلسوز تر از دیگران محسوب کند و به جای دیگران درباره سرنوشت آنان تصمیم بگیرد ، حکومت هیچ فرد ، گروه ، حزب ، ایدئولوژی و مکتب از قبل تضمین نمی شود .

 

"نافرمانی مدنی"    اثر :هانری دیوید ثورو ترجمه: غلامعلی کشانی- آبان ١٣٧٨


انتخابات

تمامی جریان انتخابات نوعی بازی است مثل تخته نرد و دوز بازی ، با  قدری رنگ و بوی اخلاقی ، بازی ای با راستی و ناراستی ، بازی ای با معضلات اخلاقی و شرط بندی هایی که معمولاَ بدنبال دارد . شخصیت این رأی دهندگان بی ریشه است .مثلا، من رأیم را می اندازم ، اما بصورت تصادفی ، آنطوریکه فکر می کنم درست است ، اما در عین حال خیلی هم نگران این نیستم که نکند همان حقیقت مورد نظر من نشود . مایلم این پیروزی یا شکست را به عهده اکثریت بگذارم . بنابراین ، الزام ان هرگز از مصلحت گرایی تجاوز نمی کند . حتی رأی دادن " حقیقت و راستی " دقیقاَ برابر با انجام ندادن " هیچ تلاش و تقلایی " بخاطر آن است .

فقط بیان ضعیفی است از میل تان به پیروزی آن . خردمند ، " راستی " را به دست بخت و اقبال نمی سپارد . به آرزوی غلبه از طریق رأی دادن نمی نشیند . در عمل توده های انسانی ، خیر ناچیزی وجود دارد . و سرانجام هنگامی که اکثریت به الغای بردگی رأی می دهند ، به این خاطر است که نسبت به آن بی تفاوت شده اند و یا اینکه دیگر موارد چشمگیری از بردگی برای الغاء باقی نمانده است.

از این پس اینان اند که تنها بردگان موجود خواهند بود . رأی او ، در نهایت تنها می تواند به معنی کمک به تسریع براندازی بردگی خود وی باشد.

 

 

"نافرمانی مدنی"    اثر :هانری دیوید ثورو ترجمه: غلامعلی کشانی- آبان

١٣٧٨


آرمان (2)

تا زمانی که دولت ، فرد را بعنوان قدرت برتر و مستقلی نشناسد که تمامی قدرت و اقتدارش را ازو وام گرفته است و مطابق با همین دیدگاه با وی برخورد نکند ، هرگز حکومتی واقعاَ روشن نگر و آزاد و رها وجود نخواهد داشت .

 
"نافرمانی
مدنی"    اثر :هانری دیوید ثورو ترجمه: غلامعلی کشانی- آبان ١٣٧٨

 
آرمان (3)

حکومتی حداقلی که می تواند نسبت به همه انسان ها منصف باشد ، ویا فرد ، همچون یک همسایه ، محترمانه رفتار کند ، حکومتی که اگر عده انگشت شماری بی توجه به او زندگی کنند ، نهراسد ازین که امنیت و آرامش اش دچار آسیب می شود . حکومتی که در کار این جماعت ، دخالت بیجا نکند و از سوی آنانی که تمامی وظایف همسایگی و همنوعی را نسبت به دیگران بجا آورده اند احساس محاصره و محدودیت نکند . این است آن رؤیایی که همیشه به آن دلخوشم . حکومتی که این چنین میوه ای می دهد و اتا وقتی که میوه بعمل آید ، بارش را تحمل می کند تا هرچه سریعتر آن را به زمین تحویل دهد ، راه را برای حکومتی باز هم کاملتر و سرافرازتر هموار می سازد ، حکومتی که من نیز در خیال آن را تجسم کرده ام ، اما هنوز در جایی ندیده ام !!

 

"نافرمانی مدنی"    اثر :هانری دیوید ثورو ترجمه: غلامعلی کشانی- آبان ١٣٧٨