...

دیکتاتوری  ؟

شطحیات من (11)

- تصاویر به مانند پلی هستند برای پیوند به گذشته ، که راه های فرا رو به آینده را تاریک و مبهم می کنند.

...

- خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی دهد ، مگر آنکه خوددشان تغییر روش دهند." قرآن سوره رعد آیه 11"

پائلو کوئلیو - رزم آور نور ( گذر نسلی نو)

- برای رزم آور نور ، چیزی به نام تجرد وجود ندارد. هر فرصتی برای تحول خویشتن ، فرصتی است برای تحول جهان. " پائلو کوئلیو "

نیچه - ابر انسان ( گذر نسلی نو)

-         "آن را که خبرهاست":

     آن را که خبرهاست

      برای روز مبادا،؛

     بسیار می خموشد در خود.

    آنکه روزی ،

    می خواهد آذرخشی برافروزد ،

    باید که دیری ابر باشد.

                               " نیچه اکنون میان دو هیچ "

شطحیات من (10)

- آن کس که می خواهد آیندگان از او یاد کنند می بایست گذشتگان را در گور ها نگه دارد و برا ی فردا زندگی کند.

شطحیات من (9)

 - ای مردان خویشتن دوست با شما سخن می گویم :

برای ماندگاری" خودتان" زنان را به درون شان سوق دهید .

 

ایلام

در آغاز هزاره سوم( قبل از میلاد) ، دشت حاصل خیز بین النهرین وارد دوره تاریخی تازه ای می شود . اندکی نیز نمی گذرد که ایلام هم وارد دوره تاریخی می شود و این امر در فلات استثنایی است . ایلام که از جمله کشور های کهنسال شرق قدیم بوده شامل خوزستان کنونی ، قسمت زیادی از خاک بختیاری و لرستان بوده است . از جانب شرق به پارس و از شمال به ماد و از غرب به بین النهرین و از جنوب به خلیج فارس حدود داشته است. شهرهای مهم ایلام عبارت بودند از شوش که بزرگترین شهر ایلام و یکی از کهن ترین مراکز تمدن جهان باستان بود، شهر ماداکتو ،خایدالو که به  گمان در خرم آباد فعلی واهواز زبان ایلامیان را زبان ( انزانی ) دانسته اند که در سه هزار سال پیش از میلاد رواج داشته و بعد چنان که حدس زده می شود زبان سومری و سامی رواج یافته ، اما به گمان این زبان ها برای نوشتن بکار می رفته اند .ایلام با مرکز قدرتی که در بین النهرین قرار داشت در جنگ بود و سرانجام در سال 645 پیش از میلاد به وسیله (آشور بانی پال ) پادشاه آشوری شکست خورد و به کلی از میان رفت.

کتاب : دین و فرهنگ ایرانی پیش از زرتشت-  نویسنده هاشم رضی - صفحه 38

پند آموز

پدری همراه پسرش در جنگلی می رفتند. ناگهان پسرك زمین خورد و درد شدیدی احساس كرد.او فریاد كشید آه... در همین حال صدایی از كوه شنید كه گفت: آه... پسرك با كنجكاوی فریاد زد «تو كی هستی؟» اما جوابی جز این نشنید «تو كی هستی؟» این موضوع او را عصبانی كرد. پس داد زد «تو ترسویی!» و صدا جواب داد «تو ترسویی!» به پدرش نگاه كرد و پرسید:«پدر چه اتفاقی دارد می افتد؟» پدر فریاد زد «من تو را تحسین می كنم» صدا پاسخ داد «من تو را تحسین می كنم» پدر دوباره فریاد كشید «تو شگفت انگیزی» و آن آوا پاسخ داد «تو شگفت انگیزی».پسرك متعجب بود ولی هنوز نفهمیده بود چه خبر است . پدر این اتفاق را برایش اینگونه توضیح داد: مردم این پدیده را «پژواك» می نامند. اما در حقیقت این «زندگی» است. زندگی هر چه را بدهی به تو برمی گرداند. زندگی آینه اعمال و كارهای نیك و بد توست. اگر عشق بیشتری می خواهی، عشق بیشتری بده. اگر مهربانی بیشتری می خواهی، بیشتر مهربان باش. اگر احترام و بزرگداشت را طالبی، درك كن و احترام بگذار. اگر می خواهی مردم نسبت به تو صبور و مؤدب باشند، صبر و ادب داشته باش! این قانون طبیعت است و در هر جنبه ای از زندگی ما اعمال می شود. زندگی هر چه را كه بدهی به تو برمیگرداند. به هر كس خوبی كنی، در حق تو خوبی خواهد شد و به هر كس كه بدی كنی، بدی هم خواهی دید. زندگی تو حاصل یك تصادف نیست. بلكه آینه ای است كه انعكاس كارهای خودت را به تو بر می گرداند. پس هرگز یادمان نرود «كه با هر دستی كه بدهیم، با همان دست می گیریم و با هر دستی بزنیم، با همان دست هم می خوریم .




بادكوبه

پايتخت كشور از دست رفته ايراني - آذربايجان - كه باكو نام دارد ريشه تاريخي نامگذاري اش از باگوان - باگاوان - بادكوبه - پهلوي ايراني گرفته شده است . اين واژه در پارسي باستان به چم معني ) سرزمين خدايان بوده است كه پس از يورش سپاه اسلام تغيير لغتي پيدا نمود و باكويه ناميده شد.(

بغداد

پايتخت عراق كنوني كه بغداد ناميده ميشود واژهاي كاملا ايراني است و اين شهر پايتخت ايران بوده است.(تيسفون )بغداد به معني بغ + داد به چم ) معني ) داده شده از طرف خداوند . در تاريخ ايران باستان آمده است كه در اين شهر شاهنشاه انوشه روان هفته اي يكبار دادگستري مينموده وداد مظلومان را بررسي ميكرده است.


دوستان شبه گون

" دوستان شبه گون "

هر بار که تغییر می کنیم ، آن دوستانی که با ما دگرگون نشده اند ، مبدل به اشباح گذشته ما می شوند و آوای آنان تیره و تار و مخوف در ذهن ، طنین می افکند، گویی صدای خویش را می شنویم ، اما صدایی جوان تر ، لخت تر و ناپخته تر. " نیچه "