بقا - فنا

- من به کسانی عشق می ورزم که به بقا چنگ نمی آویزند و فنا می شوند ، زیرا آنان روی به سوی بالا دارند . " چنین گفت زرتشت - نیچه"

تغییر

شما بايد خود همان تغييری باشيد كه مى خواهيد بدهيد. مهاتما گاندی

مردم و مبارزه مسالمت آمیز

.هند در سال ۱۹۴۷ به استقلال دست يافت. اين استقلال در بخش عمده ی خود حاصل مبارزی

مسالمت آميزی بود كه در سال ۱۹۱۶ عليه امپراطوری بريتانيا آغاز شد. مهاتما گاندی مردم

را بسيج كرد، اعتماد به نفس شان را به آن ها بازگرداند، و با توسل به سياست عدم همكاری،

دولت بريتانيا را تحت فشار قرار داد. او نهادهايى خارج از حيطه ی كنترل دولت به وجود آورد و به

تدريج قادر شد كه قدرت بريتانيا را در داخل و خارج از هند كاهش بدهد.

- فروپاشى رژيم نژادپرست آفريقای جنوبى نيزعمدتا حاصل چنين مبارزه ای بود، مبارزه ای كه به ويژه

در سال های دهه ی ۸۰ ميلادی به اوج خود رسيد. نلسون ماندلا، رهبر بزرگ اين جنبش، درطول بخش اعظم اين مبارزه در زندان به  سرمی برد. با اين وجود بايكوت ها، اعتصاب ها و تظاهرات پيروان او رژيم آفريقای جنوبى را تحت فشار قرار داد و در نهايت آن را برای تغيير رژيم به پای ميز مذاكره كشاند.

- مبارزه ی مسالمت آميز از دلايل اصلى سقوط حكومت فرديناند ماركوس، ديكتاتور فيليپين، بود. در جريان اين مبارزه مردم ارتشيانى را كه به رژيم پشت م ىكردند در زير چتر حمايت خود قرار می دادند.

• جنبش همبستگى در لهستان نيز با توسل به مبارزه ی مسالمت آميز، كه يک دهه جريان داشت، به اهداف خود رسيد. اين جنبش ابتدا از طريق اعتصاب و با برپايى يک اتحاديه ی آزاد كارگری آغاز شد و سپس، همزمان با تشكيل حكوت نظامى، از طريق مبارزه ی زيرزمينى، مشروعيت حزب كمونيست را خدشه داركرد و در نهايت آن را مجبور به مذاكره با جنبش و برگزاری انتخابات آزاد نمود.

• در ماه مه ۱۹۹۲ مردم ديكتاتوری نظامى در تايلند را از طريق مبارزه ی مسالمت آميزی كه شامل اعتصابات و تظاهرات گسترده بود سرنگون كردند.

"مبارزه ی مسالمت آميز ۵۰ نكته ی اساسى

سرديا پوپوويچ، آندره ميليوو يوويچ، سلوبودان دينوويچ

مركزاقدامات و استراتژی های مسالمت آميز

صربستان، بلگراد، ۲۰۰۶"

...

- ای والاترینان ، بدترین عیب تان آن است که درست رقصیدن را نیاموخته اید . یعنی رقصیدن تا فراسوی خویشتن را . از کام نایافتن تان چه باک !          " چنین گفت زرتشت - نیچه"

 

- اگر خواستار دوباره آمدن یکباره رویدادی شده و چنین گفته باشید :

" بسی خوش می دارمت ای نیکبختی " چنین خواسته اید که همه چیز دوباره بازگردد، دوباره جاودانه ، زنجیروار ...                                 " چنین گفت زرتشت - نیچه"

مردم

 

"حاكمان به تنهايى قادر به جمع آوری ماليات، اجرای قوانين استبدادی، نظم بخشيدن به امور، تنظيم بودجه، نظارت بر حمل و نقل، مديريت بندرگاه ها، چاپ پول، تعمير جاده ها، تأمين مواد مورد نياز بازار، ذوب آهن، ساخت موشک، تعليم نيرو های امنيتى و پليس و ارتش، چاپ تمبر و حتى دوشيدن گاو نيز نيستند! اين مردمند كه چنين خدماتى را از طريق سازمان ها و مؤسسات مختلف در اختيار حاكمان قرار مى دهند. اگر مردم از اين كار سر باز زنند حاكمان قادر به ادا مه ی حكومت نخواهند بود .

جين شارپ : مبانى مبارزه ی مسالمت آميز."

قدرت سياسى

ما قدرت سياسى را عمدتا به همان گونه ای می بينيم كه دولت دوست دارد: يعنى به صورتى يک پارچه! چرا؟ تا دچار اين توهم باشيم كه قدرت محكم و ماندنى است و به جز آدم هايى كه در رأس آن هستند، هيچ چيزی در آن عوض نمى شود. آن هايى كه در رأس اند جامعه را در كنترل خود دارند. هر آنچه كه حاكم تصميم بگيرد عملى مى شود. مى توان رؤسا را عوض كرد ولى نمى توان مدل كلى جامعه را عوض كرد: هر كسى كه به قدرت برسد جامعه و مردم را در كنترل خواهد داشت.در حقيقت اما ماهيت قدرت چيز ديگری ست. در هر جامعه ای قدرت مى تواند به سرعت عوض شود. قدرت مى تواند شكننده باشد يا باز-توزيع شود- به ويژه در جوامع غيردمكراتيک و استبدادی در تحليل نهايى قدرت در دست مردم است و مردم- كه متشكل از افرادی است كه هر كدام منبع قدرتى كوچكند، مى توانند از پيروی از دستورات صاحبان قدرت سر باز زنند.

"مبارزه ی مسالمت آميز ۵۰ نكته ی اساسى

سرديا پوپوويچ، آندره ميليوو يوويچ، سلوبودان دينوويچ

مركزاقدامات و استراتژی های مسالمت آميز

صربستان، بلگراد، ۲۰۰۶"

مبارزه ی مسالمت آميز

مائو، رهبر سابق حزب كمونيست چين، مى گويد: سياست، جنگ بدون خونريزی و جنگ، سياستهمراه با خونريزی است. ما طرفدار برچيدن بساط جنگ هستيم. ما جنگ نمى خواهيم. اما بساط جنگرا تنها با جنگ مى توان برچيد. برای از بين بردن اسلحه بايد مسلح شد .مائو تسه دون استفاده از خشونت برای دستيابى، حفظ و گسترش قدرت سياسى از نتايج ديدگاه اول است. صدر مائو اين ديدگاه را به خوبى با گفتن قدرت سياسى از لوله ی تفنگ بيرون » اين نكته كه بيان م ىكند. اسامه بن لادن همين حرف « می آيد سركوب را تنها با » : را به گونه ای ديگر تكرارمى كند.« غرش گلوله ها م ىتوان از بين برد در اين ديدگاه مفهوم رقابت برای دستيابى به قدرت سياسى، كه به تدريج درجهان غرب آزادتر و عادلانه تر مى شود، جايى ندارد. همانطور كه رفيق تصميم را نه آن كسى كه » : استالين گفته بود رأی مى دهد بلكه آن كسى كه رأی را مى شمارد.میگيرد رويكرد دوم برای دستيابى به قدرت سياسى استفاده از مبارزه ی مسالمت آميز است. خورخه لوييس بورخس نويسنده ی بزرگ آرژانتينى مى گويد:. خشونت آخرين پناهگاه بينوايان است.

" ۵۰ نكته ی اساسى     

 سرديا پوپوويچ، آندره ميليوو يوويچ، سلوبودان دينوويچ

مركزاقدامات و استراتژی های مسالمت آميز       صربستان، بلگراد، ۲۰۰۶"

 

 

 

به دوستداران تغییر به مناسبت پیروزی انقلاب

- صلح را همچون افزاری برای آغاز کردن دوباره جنگ دوست بدارید و بهترین صلح آن است که دیری نپاید من شما را – نه به صلح – بلکه به پیروزی رهنمون می شوم. پس باید کارتان مبارزه و صلحتان پیروزی باشد.           " چنین گفت زرتشت - نیچه"

لختی سکوت (قانون زندگی)

پدری همراه پسرش در جنگلی می رفتند. ناگهان پسرك زمین خورد و درد شدیدی احساس كرد.او فریاد كشید آه... در همین حال صدایی از كوه شنید كه گفت: آه... پسرك با كنجكاوی فریاد زد «تو كی هستی؟»
اما جوابی جز این نشنید «تو كی هستی؟» این موضوع او را عصبانی كرد.
پس داد زد «تو ترسویی!» و صدا جواب داد «تو ترسویی!» به پدرش نگاه كرد و پرسید:«پدر چه اتفاقی دارد می افتد؟» پدر فریاد زد «من تو را تحسین می كنم» صدا پاسخ داد «من تو را تحسین می كنم» پدر دوباره فریاد كشید «تو شگفت انگیزی» و آن آوا پاسخ داد «تو شگفت انگیزی».
پسرك متعجب بود ولی هنوز نفهمیده بود چه خبر است .
پدر این اتفاق را برایش اینگونه توضیح داد: مردم این پدیده را «پژواك» می نامند. اما در حقیقت این «زندگی» است. زندگی هر چه را بدهی به تو برمی گرداند. زندگی آینه اعمال و كارهای نیك و بد توست. اگر عشق بیشتری می خواهی، عشق بیشتری بده. اگر مهربانی بیشتری می خواهی، بیشتر مهربان باش. اگر احترام و بزرگداشت را طالبی، درك كن و احترام بگذار. اگر می خواهی مردم نسبت به تو صبور و مؤدب باشند، صبر و ادب داشته باش!
این قانون طبیعت است و در هر جنبه ای از زندگی ما اعمال می شود. زندگی هر چه را كه بدهی به تو برمیگرداند. به هر كس خوبی كنی، در حق تو خوبی خواهد شد و به هر كس كه بدی كنی، بدی هم خواهی دید. زندگی تو حاصل یك تصادف نیست. بلكه آینه ای است كه انعكاس كارهای خودت را به تو بر می گرداند.
پس هرگز یادمان نرود «كه با هر دستی كه بدهیم، با همان دست می گیریم و با هر دستی بزنیم، با همان دست هم می خوریم .

شطحیات من (15)

- آن کس که می خواهد آیندگان از او یاد کنند می بایست گذشتگان را در گور ها نگه دارد و برا ی فردا زندگی کند.