.هند در سال ۱۹۴۷ به استقلال دست يافت. اين استقلال در بخش عمده ی خود حاصل مبارزی

مسالمت آميزی بود كه در سال ۱۹۱۶ عليه امپراطوری بريتانيا آغاز شد. مهاتما گاندی مردم

را بسيج كرد، اعتماد به نفس شان را به آن ها بازگرداند، و با توسل به سياست عدم همكاری،

دولت بريتانيا را تحت فشار قرار داد. او نهادهايى خارج از حيطه ی كنترل دولت به وجود آورد و به

تدريج قادر شد كه قدرت بريتانيا را در داخل و خارج از هند كاهش بدهد.

- فروپاشى رژيم نژادپرست آفريقای جنوبى نيزعمدتا حاصل چنين مبارزه ای بود، مبارزه ای كه به ويژه

در سال های دهه ی ۸۰ ميلادی به اوج خود رسيد. نلسون ماندلا، رهبر بزرگ اين جنبش، درطول بخش اعظم اين مبارزه در زندان به  سرمی برد. با اين وجود بايكوت ها، اعتصاب ها و تظاهرات پيروان او رژيم آفريقای جنوبى را تحت فشار قرار داد و در نهايت آن را برای تغيير رژيم به پای ميز مذاكره كشاند.

- مبارزه ی مسالمت آميز از دلايل اصلى سقوط حكومت فرديناند ماركوس، ديكتاتور فيليپين، بود. در جريان اين مبارزه مردم ارتشيانى را كه به رژيم پشت م ىكردند در زير چتر حمايت خود قرار می دادند.

• جنبش همبستگى در لهستان نيز با توسل به مبارزه ی مسالمت آميز، كه يک دهه جريان داشت، به اهداف خود رسيد. اين جنبش ابتدا از طريق اعتصاب و با برپايى يک اتحاديه ی آزاد كارگری آغاز شد و سپس، همزمان با تشكيل حكوت نظامى، از طريق مبارزه ی زيرزمينى، مشروعيت حزب كمونيست را خدشه داركرد و در نهايت آن را مجبور به مذاكره با جنبش و برگزاری انتخابات آزاد نمود.

• در ماه مه ۱۹۹۲ مردم ديكتاتوری نظامى در تايلند را از طريق مبارزه ی مسالمت آميزی كه شامل اعتصابات و تظاهرات گسترده بود سرنگون كردند.

"مبارزه ی مسالمت آميز ۵۰ نكته ی اساسى

سرديا پوپوويچ، آندره ميليوو يوويچ، سلوبودان دينوويچ

مركزاقدامات و استراتژی های مسالمت آميز

صربستان، بلگراد، ۲۰۰۶"