مرگ خدایان - نیچه...
خدایان كهن مدتی پیش مردهاند و در حقیقت این یك مرگ خوب و لذتبخش برای آن
بود! مرگ خدایان چنان بود كه تا صبحدم جان بكنند، چنین سخنی دروغ است! برعكس
آنها یك دفعه سر به خنده دادند و چندان خندیدند كه مردند. این هنگامی بود كه یكی از
خدایان سخنی كفرآمیز گفت: «فقط یك خدا بیش نیست! تو نباید در برابر من خدای
دیگری داشته باشی.»
بدینسان یك صورت تقلید خدا، یك خدای حسود، خود را فراموش كرد. و تمام خدایان
شروع به خنده كردند و كرسیهای خود را تكان دادند و فریاد زدند: «پس معنی خدایی
این نیست كه خدایانی وجود دارند، بلكه این است كه خدایی وجود ندارد؟»
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 0:0 توسط آهنی
|
آهنی هستم .در زندگی هیچ گاه از کسانی که کاملآ با ما موافق باشند چیزی نخواهیم آموخت تأمل در افکار مخالف لازمه یک انسان فهیم است.