زنان این همه دلیل برای سر افکندگی دارند ؛به خاطر این همه خرده بینی بی معنا؛ این همه سطحی گری  و خانم معلم بازی و گستاخی حقیر و ولنگاری حقیر وجسارت حقیر که در وجودشان نهفته است ـ فقط بررسی رفتار او با کودکان کافی است!ـ و تا کنون  به خاطرترس از مرد اینها همه را از ریشه بخوبی خفه و مهار کرده بوده است

امان از روزی که دراز نفسی جاودانه در زن که از آن بهره ها دارد. رخصت یابد که پا به میان معرکه بگذارد .روزی که او از بیخ و بن آغاز به از یاد بردن زیرکی و هنر خویش کند یعنی دلبری و بازیگری و سهل انگاری و سبک کردن و سبک گرفتن کارها؛ روزی که از بیخ وبن آغاز به از یاد بردن استعداد ظریف خویش برای هوسبازیهای لذتبخش کند!

زن را با حقیت چه کار! از ازل چیزی غریبتر و دل آزار تر و دشمن خوتر از حقیقت برای زن نبوده است هنر بزرگ او دروغگویی است؛ و بالاترین مشغولیتش به ظاهر و زیبایی...

بیایید ما مردان نیز اقرار کنیم که درست همین  هنر و همین غریزه را در زن دوست  داریم و ارج می نهیم ــمایی که کار و بار دشواری داریم و برای سبک کردن خویش نیاز به آمیزش با موجوداتی داریم که در زیر دستان و نگاهها و حماقتهای ظریفشان؛ جدیت و گرانی و ژرفی ما جنون آسا به نظرمان آید...

 زن  در تفکر نیچه چاپ پنجم - نوشین شاهنده