اگر بر درخت برومند جای نیابم که از بر شدن نیست رای
کسی کو شود زیر نخل بلند همان سایه زو باز دارد گزند
توانم مگر پایگه ساختن بر شاخ آن سرو سایه فکن
کزین نامه نامور شهریار بگیتی بمانم یکی یادگار
تو این را دروغ و فسانه مدان بیکسان روش در زمانه مدان
از او هرچه اندر خورد با خرد دگر بر ره رمز و معنی برد
یکی نامه بد ازگه باستان فراوان بدو اندرون داستان
پراکنده در دست هر موبدیاز او بهره ای برده هر بخردی
یکی پهلوان بود دهقان نژاد دلیر و بزرگ و خردمند و راد
پژوهنده روزگار نخست گذشته سخنها همه باز جست
ز هر کشوری موبدی سالخورد بیاورد و این نامه را گرد کرد
نپرسیدشان از نژاد کیان وزان نامداران فرخ گوان
که گیتی بآغاز چون داشتند که ایدون بما خوار بگذاشتند
چگونه سرآمد به نیک اختری بر ایشان همه روز کند آوری
بگفتند پیشش یکایک مهان سخن های شاهان و گشت جهان
چو بشنید از ایشان سپهبد سخن یکی نامور نامه افکند بن
چنین یادگاری شد اندر جهان
بر او آفرین از کهان و مهان
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 22:45 توسط آهنی
|
آهنی هستم .در زندگی هیچ گاه از کسانی که کاملآ با ما موافق باشند چیزی نخواهیم آموخت تأمل در افکار مخالف لازمه یک انسان فهیم است. " قومی متفکرند در مذهب و دین قومی به گمان فتاده در راه یقین می ترسم از آن که بانگ آید روزی کای بی خبران راه نه آنست و نه این" /خیام/