شب از شب های پاییزی است
شب از شب های پاییزی است
از آن همدرد و با من مهربان شبهای شک آور
ملول و خسته دل
گریان و طولانی
شبی که در گمانم من که آیا بر شبم گرید چنین هم درد؟
و یا بر بامدادم گرید از من نیز پنهانی
شب از شب های پاییزی است
و اینک خیره در من مهربان بینم
که دست سرد و خیسش را
چو بالشتی سیه بالین سوداها
گذارد شب
من این می گویم و دنباله دارد شب
شب از شب های پاییزی است
خموش و مهربان با من
به كردار پرستاری سیه پوشیده پیشاپیش
دل بركنده از بیمار
نشسته در كنارم ، اشك بارد شب
من این می گویم و دنباله دارد شب . . .
مهدی اخوان ثالث
از آن همدرد و با من مهربان شبهای شک آور
ملول و خسته دل
گریان و طولانی
شبی که در گمانم من که آیا بر شبم گرید چنین هم درد؟
و یا بر بامدادم گرید از من نیز پنهانی
شب از شب های پاییزی است
و اینک خیره در من مهربان بینم
که دست سرد و خیسش را
چو بالشتی سیه بالین سوداها
گذارد شب
من این می گویم و دنباله دارد شب
شب از شب های پاییزی است
خموش و مهربان با من
به كردار پرستاری سیه پوشیده پیشاپیش
دل بركنده از بیمار
نشسته در كنارم ، اشك بارد شب
من این می گویم و دنباله دارد شب . . .
مهدی اخوان ثالث
+ نوشته شده در جمعه نهم دی ۱۳۹۰ ساعت 22:50 توسط آهنی
|
آهنی هستم .در زندگی هیچ گاه از کسانی که کاملآ با ما موافق باشند چیزی نخواهیم آموخت تأمل در افکار مخالف لازمه یک انسان فهیم است.