از بدو تمدن بشری این پدیده ای جهانی بوده است . در روم و یونان کاملا جنبه مشروع و آزادانه داشته است . در اسپارت برای تکامل روحی جوانان اشراف چون آنان به سن بلوغ می رسیدند نوجوانی را برای معاشرت ویژه با وی بر می گزیدند . در چین قدیم فاحشه خانه هایی که  در آن پسران زیبایی پذیرایی می کردند وجود داشت .

سیاحی فرنگی که در زمان شاه سلیمان صفوی به ایران سفر کرده است گوید که اصفهان که در آن زمان حدود ششصد هزار نفر جمعیت داشته است 14000 مخنث وجود داشته اند که اسامی آنها در دفاتر مالیاتی ثبت بوده و به دولت مالیات می پرداخته اند .

شاه طهماسب صفوی زمانی توبه کرد و فرمانی صادر نمود که کار امارده " امردان " را در حمام های عمومی ممنوع اعلام کرد. سیاح فرنگی دیگری که در زمان زندیه به ایران سفر کرده است گوید که در حمام های عمومی در ایران محل مخصوصی برای اینگونه روابط جنسی وجود داشته است .

باغ شاه فین کاشان ییلاق فتحعلی شاه قاجار بوده است و از عرصه های مهم هم جنس آمیزی این پادشاه بوده در حمام فین کاشان همچنان بخش مخصوص اینگونه روابط بقایایی از خود گذارده است .

هم جنس عاشقی در میان شاعران ایران مطلب غیر متعارفی نیست و بیش از نود و پنج درصد شاعران ایران در طول هزار سال مضامین "هم جنس – عاشقی " را در اشعار خود وارد و داخل ساخته اند . یگانه شاعر قابل توجهی  که آن را تقبیح کرده ، ناصرخسرو است که البته اگر اشعار قبل از خواب دیدن و مسافرتش بر جا مانده بود ما شاید تحسین هم جنس – عاشقی را در اشعار او نیز می یافتیم .

شاعران بزرگ و کوچک همگی این مضامین را با دیدگاه مثبت در آثار خود منعکس کرده یا در باب آن سکوت نموده اند . " مانند فردوسی "

سنایی شاعر بزرگ عارف ایران بیش از ده غزل با ردیف " پسر " یا قافبه "پسر " و غیره سروده است ، و ده ها بار در دیوان خود از این گونه تمایلات جنسی یاد کرده است .در نزد عطار شاعر بزرگ عارف ایرانی نیز در منظومه های الهی نامه و اسرار نامه شاهدان "زیبا پسران " بهترین و شایسته ترین انسانها هستند.

ابن یمین شاعر و حکیم در دو سه موضع در غزلیات خود سرین را به ماه و خورشید تشبیه کرده است . مولانا محتشم کاشانی در دو رساله " جلالیه " و " نقل عشاق " را به زبان قلندرانه به وصف عشق هم جنس آمیزانه اختصاص داده است . رساله جلالیه از 64 قطعه به نام مقدس خداوند "جلال " در وصف روابط عاشقانه خود با شاگرد نانوایی به نام شاطر جلال ویژه ساخته است .

ایرج میرزا در عصر جدید ایران که تمدن غرب ، چیرگی یافته بود زندگی میکرد و تمدن غرب تا اوایل قرن بیستم هم جنس آمیزی را محکوم و ممنوع می نمود و طرد می ساخت .

ایرج میرزا که تحت تاثیر جو تمدن جدید غرب در عصر خودش قرار داشت دائما می خواست خود را تبرئه کند .او وجود هم جنس بازی را در حداقل هزار سال تاریخ ایران به حجاب منتسب می کرد و آن را " جلق متعفن " می نامید ، در حالی که بی شک بدین امر معتاد بوده و از آن لذت می برده و در باور واقعی خود مطلقا آن را " جلق متعفن " نمی دانسته  است .

امروزه در غرب روابط هم جنس آمیزانه علیرغم آن که حجاب وجود ندارد بیش از پیش شکل نوعی متعارف و طبیعی از روابط جنسی به خود می گیرد و گسترش می یابد.

در ایالات متحده جشن مخصوصی هر ساله در روزی معین به عنوان " احترام به هم جنس بازی " پدید آمده که کلینتون در آن شرکت می جست .

 

ایرج میرزا – نویسنده بهداد -1382 – چاپ سوم