محمد بن محمد فارابی
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، محمد رضا کاشفی، انتشارات مرکزی جهانی علوم اسلامی، قم، 1384، ص 99
فارابی
وی بزرگترین فیلسوف مسلمان است او در انواع علوم بی همتا بود از مجموعه کتاب هایی که نگاشته معلوم می شود که در علوم زبان، ریاضیات، شیمی، هیئت، علوم نظامی، موسیقی، طبیعیات، الهیات، علوم مدنی، فقه و منطق صاحب نظر بوده است. او در تاریخ فلسفه در جهان اسلامی همان نقشی را داشت که فلوطین در فلسفه غرب
فلسفهی وی آمیزه ای است از حکمت ارسطویی و نوافلاطونی که رنگ اسلامی و بخصوص شیعی اثنی اشری به خود گرفته است او که در فلسفه بنیادگذار برجسته یک نظام فکری بود، فیلسوفان پیش از خود را تحت الشعاع قرار داد. وی اولین شخصیتی است که منطق صوری یونانی را به جهان اسلام وارد کرد و کتاب های منطقی را شرح و تفسیر نمود و نخستین فردی است که مسئلهی واجب و ممکن را به جای قدیم و حادث مطرح ساخت. جالب تر آنکه وی کتابی را که در آن سخنان پیامبر اسلام (ص) به صناعت منطق اشاره دارد گرد آورده است. او نخستین کسی است که پیوند وثیقی میان فلسفه و سیاست ایجاد کرد.
سیر آرای تربیتی در تمدن اسلامی، ماجد عرسان کیلانی، ترجمه بهروز رفیعی، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه, تهران: سازمان فرهنگی- هنری شهرداری تهران، مرکز مطالعات فرهنگی شهر تهران، 1386. ص 211و 212
محمد بن محمد فارابی
از دید فارابی هدف های آموزشی بر اساس وظایف هر علم و سازگار با میزان مشارکت آن علم در تربیت انسان رقم می خورد. از نگاه او، منطق در پی ارزیابی و تقویت عقل است و انسان را در امور عقلانی که احتمال لغزش در انها می رود به آنچه راست و روراست راهنمایی می کند. علم طبیعی به اجسام طبیعی و پیدایش و علل قوام آنها می پردازد. علم الهی، غایتش ابطال گمان های نادرستی است که درباره خداوند روا داشته اند و به کاستی در {انگارهی انسان از} او و افعال و آفریدگانش می انجامد. علم مدنی درباره اقسام رفتار انسان و افعال ارادی او و ملکات و اخلاق و سجایا و عاداتی است که افعال و رفتار ارادی از آنها سرچشمه می گیرد. این علم از هدف هایی که این رفتار در راستای تحقق آنها صورت می گیرد می گوید و معلوم می دارد که چگونه و از چه راهی شایسته است این ملکات در انسان پدید آید و سامان دهی شود تا آنجه انسان را نیکبخت می کند از آنچه سهادت پنداری است بازشناخته شود. بر اساس این هدف ها، مفهوم و محتوای برنامه درسی از نظر فارابی هم مشخص می شود. این مفهوم شامل 5 بحث است که در هر بحث چند علم مندرج است: اول علم زبان و بخش های آن؛ دوم علم منطق و اجزای آن؛ سوم ریاضیات که شامل حساب و هندسه و مناظر و مرایا و نجوم و تعلیمی و موسیقی و اثقال وصل است؛ چهارم علم طبیعی و بخش های آن و نیز علم الهی و اجزایش؛ پنجم علم مدنی و بخش های آن و علم فقه و علم کلام.
آهنی هستم .در زندگی هیچ گاه از کسانی که کاملآ با ما موافق باشند چیزی نخواهیم آموخت تأمل در افکار مخالف لازمه یک انسان فهیم است.