ابن سینا
تاریخ آموزش و پرورش در اسلام و ایران، منوچهر وکیلیان، تهران، دانشگاه پیام نور، 1381، ص 185
ابوعلی سینا نخستین دانشمند و مربی مشهوری بود که پس از اسلام با صراحت راجع به تعلیم و تربیت نظرهایی ابراز کرد. وی در سال 370 هجری قمری در دهکده ای نزدیک بخارا پا به دنیا گذاشت و در سال 428 در همدان وفات یافت. وی یکی از نوادر و دانشمندان نامی جهان است. در مشرق زمین، بعد از ارسطو و جالینوس، او را خاتم حکما و پزشکان و دانشمندان شمرده اند. تألیفات ابن سینا متعدد و اغلب به زبان عربی است که زبان علمی آن عصر بود و فقط دانشنامه علایی به فارسی نگارش یافته است. معروفترین کتاب هایش، قانون در پزشکی و شفا در حکمت است. نظریه های تربیتی ابن سینا در رسالهی تدابیرالمنازل و کتاب های قانون و شفا منعکس است به عقیدهی ابن سینا هدف از آموزش کودک پنج چیز است:
1- ایمان 2- اخلاق نیکو 3- تندرستی 4- سواد 5- هنر و پیشه
برای نیل به اهداف فوق توصیه های زیر را مطرح کرده است:
1- نهادن نام نیکو بر فرزند 2- انتخاب دایه ای که از لحاظ جسمی و روحی متعادل و سالم باشد. 3- آغاز تربیت اخلاقی بلافاصله پس از شیر گرفتن 4- دور نگه داشتن فرزند از دوستان ناباب، عادات نکوهیده و کارهای زشت. 5- محروم نکردن دایمی کودک از آنچه مورد تمایل اوست. 6- تحمیل نکردن چیزهایی که کودک از آن تنفر دارد. 7- فرستادن کودک به مکتب در سن شش سالگی 8- محشور کردن کودک با اطفال خانواده های نجیب 9- ایجاد رقابت سالم بین فرزند و فرزندان دیگر
10- تشویق فرزند به ادامهی تحصیل تا سن 14 سالگی، البته تا این سن نباید تمام وقت او صرف تحصیل شود بلکه قسمتی از آن باید به ورزش و بازی اختصاص یابد.
11- همین که هنری آموخت و توانست از آن طریق امرار معاش کند بر پدر لازم است او را متأهل و محل زندگیش را جدا کند.
برنامه تحصیل (ص 186)
برنامه تحصیل طفل را در مکتب چنین می داند: قرآن، اشعاری که متضمن آداب شریف و مکارم اخلاق باشد، ورزش، هنر، پیشه و هر چه برای آموختن هنر و پیشه ضرورت دارد و تأکید می کند که ذوق و شوق کودک در انتخاب هنر و پیشه باید رعایت شود.
ویژگی های معلم (ص 186)
به اعتقاد او معلم باید با دین، درستکار، خردمند، پاکیزه و موقر باشد و روش تعلیم و تربیت کودکان و تهذیب اخلاق آنان را بداند و بتواند کودکان را از جنبه های مختلف بشناسد، قریحهی آنان را بسنجد و هوش اشیا را بیازماید.
روش (187)
در روش تعلیم و تربیت ابن سینا عقیده دارد که معلم باید کودک را گاهی تشویق و گاهی تهدید کند و چنانچه این عمل نتیجه نداد از تنبیه استفاده کند. وی اعتقاد دارد که معلم به هنگام تدریس بایستی رویه ای معتدل داشته باشد، یعنی نه خود را چنان وانمود سازد که کودک جرأت سؤال کردن نداشته باشد و نه چنان با ملایمت و آرامی رفتار کند که کودک جسور و دلیر شود و به مطالب او توجهی نشان ندهد.
انواع تعلیم (187)
ابن سینا شش نوع تعلیم را به شرح زیر بیان می دارد:
1- تعلیم ذهنی: که در آن آموزگار یک موضوع کلی را برای شاگرد بیان می سازد و از آن موضوع کلی امر مجهول را معلوم می کند، مانند شرح دادن علت شکستن حوض در زمستان.
2- تعلیم صناعی: یعنی آموختن طرز به کارگیری و استفاده از ابزار آلاتی که برای هر صنعتی ضروری است مانند مته، رنده و ارّه در درودگری.
3- تعلیم تلفیقی: که برای یادگرفتن از راه تلقین به کار گرفته می شود مانند تمرکز دادن حواس و تکرار اشعار برای حفظ کردن آنها.
4- تعلیم تأیبی: آموختن عادات پسندیده و نیک از راه پند و اندرز.
5- تعلیم تقلیدی: که در آن شاگرد سخنان آموزگار را بی درنگ و بدون دلیل می پذیرد، ناگفته نماند که معلم رفتارش باید به نحوی باشد که مورد اعتماد قرار گیرد تا این نوع تعلیم امکان پذیر شود.
6- تعلیم تنبیهی: آگاه ساختن شاگرد از رموز و علل و آثار حوادثی که روزانه مشاهده می کند مانند علت سقوط اجسام یا چشمک زدن ستاره ها یا نزول باران.
آهنی هستم .در زندگی هیچ گاه از کسانی که کاملآ با ما موافق باشند چیزی نخواهیم آموخت تأمل در افکار مخالف لازمه یک انسان فهیم است.