تَکامُل یا فَرگَشت
چارلز داروین
به هر روند رویش یا گسترش که با تحول و دگرگونی همراه است، تَکامُل یا فَرگَشت میگویند؛ ولی این واژه بیشتر در پیوند با علم تکامل زیستی بهکار میرود.
فَرگَشت یک نظریهٔ علمی است که در زیستشناسی مطرح شده است. فرگشت توضیح می دهد که چگونه حیوانات و گیاهان طی زمانی طولانی تغییر یافتند و چگونه به صورتی که امروزه هستند، رسیدند.
سنگوارهها نشان میدهند که زمین عمری بس دراز دارد. بر مبنای سنگوارهها مییابیم که جانداران امروزی متفاوت از گذشته هستند و به میزانی که به گذشتههای دورتر مینگریم، فسیلها متفاوتتر میشوند. فرگشت چگونگی این رخداد را توضیح می دهد.
بر این اساس، فرگشت در پی تغییر بسامد یک عامل انتقال ارثی در یک حوض ژنتیکی پدید میآید. اینگونه تغییرها در پی یک گزینش طبیعی و یا کشش ژنتیکی پدید میآیند. این دگرگونیها در بازههای دراز زمانی به تغییراتی در گونه یا ریخت (فنوتیپ) میانجامند. برای فرگشت روندهای دیگری مانند گونه زایی نیز بسیار مهم اند.
نظریه فرگشت پایه و اساس زیستشناسی نوین است و با شواهد بسیاری پشتیبانی می گردد.هیچ چیز در زیستشناسی بدون آن معنا نمی یابد.همزمان پرسشهای بسیاری نیازمند پاسخ هستند که زیست شناسان تکاملی به آنها می پردازند.
نظریه تکامل همچنین باعث شد در میان دانشمندان، فلاسفه و متکلمان مناقشات بسیاری در مورد خلقت جریان گیرد.
واژهشناسی
واژه عربی تکامل به معنای «ترقی» و «کامل شدن» می باشد.لغت نامه دهخدا معنی آن را «تمام شدن» ذکر میکند این واژه نخستین بار توسط مترجمان دورهٔ قاجار به عنوان برابر فارسی evolution به کار رفت.
این در حالیست که واژه Evolution به معنای «بر آمدن» بوده و اشاره به بوجود آمدن چیزی از چیز دیگر دارد، مثل بوجود آمدن بخار از آب. Evolution، حاکی از «کمال یافتن» جانداران نیست. این واژه هیچ بار اخلاقی ندارد بلکه تنها تغییر جانداران را برای انطباق بیشتر با محیط نشان میدهد، زیرا در یک محیط ویژگیهای خاصی مبنای تطابق محسوب می شوند و در محیط دیگر ویژگیهای دیگر.به این سبب فرگشت معادل مناسب تری برای Evolution است.واژه فرگشت نخستین بار توسط داریوش آشوری در سال ۱۳۷۴ پیشنهاد شد.
تکامل در انسان
درخت زندگی نشانگر فرگشت از آغاز حیات است.
نوشتار اصلی: تکامل انسان
مقبولترین نظریه در میان دیرینمردمشناسان امروزین در باب تکامل انسان این است که انسان کنونی که با نام علمی انسان خردمند خردمند مشخص میشود زیرگونهای از انسان خردمند است که خود از انسان راستقامت تکامل یافته و انسان راستقامت هم از انسان ماهر تکامل یافته بود. همگی این جانداران در سردهٔ انسان جای میگیرند که گونههای متعدد دیگری هم از آن برخاسته بودند (مانند انسان نئاندرتال و انسان راستقامت) اما امروزه نسل تمامی آنها منقرض شدهاست. انسان خردمند در حدود ۲۰۰ هزار سال پیش در شرق آفریقا پدیدار شد و گروههای کوچکی از آنها در حدود ۵۰ هزار سال پیش به دیگر نقاط دنیا مهاجرت کردند، به این ترتیب نسل تمامی انسانهایی که در خارج از آفریقا زندگی میکنند به این مهاجران میرسد.
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 0:34 توسط آهنی
|
آهنی هستم .در زندگی هیچ گاه از کسانی که کاملآ با ما موافق باشند چیزی نخواهیم آموخت تأمل در افکار مخالف لازمه یک انسان فهیم است.